آخر های سال 98 و کرونا - تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 1:36
سلامالان دو تا جمعه است که از خونه بیرون نرفتیم بخاطر ویروس کرونا . الان سه هفته است که مدرسه ها تعطیله. خدا بخیر کنه امسال نه عید داریم نه عید دیدنی. روز به روز آمار مرگ و میر و افراد مبتلا به این ویروس زیاد میشه. امروز بنا بر دستور آقا خامنه ای نیروی مسلح وارد بکار شدند شاید بتوانند با کمک وزارت ب...
مهرماه 98 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 13:27
سال تحصیلی جدید شروع شد امروز جمعه 5 مهرماه هست من و تو و دادشت خونه هستیم بابات رفته خونه مامان جون. چند روز که به مدرسه میرید تو دخترکم کلاس سوم و تو پسرکم پیش دو. امروز روزخوبی نبود.صبح که میشه انگ
سال 1398 - تاریخ: 1398/1/29 ساعت: 16:46
سال 1398 شروع شد پسرکمxa0پیش 1 و دخترکم کلاس دوم. گرانی بیداد میکنه انشاءا... امسال سال بسیار خوبی برای همه باشه برای همه. الان پسرک من از مهد اومدی داری با گوشی من بازی می کنی بدجور معتاد بازی و پیله ای. دخترکم مدرسه هست تا ده دقیقه دیگه میاد با وجودی که فسنجون دوست ندارم بخاطر تو دختر درست کردم عا...
سال 1397 - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:38
یکسال دیگه گذشت با همه سختیها و خوبی ها. یکسال دیگه از عمرم گذشت. دخترک قشنگم و پسرکم انشاء الله امسالxa0 بتونم کوتاهی های که در حقتون کردم را جبران کنم و امسال خیلی براتون پربار باشه خیلی . دوستتون دارم. الان من سرکارم و شما خونه خاله. نمیدونی پسرکم صبح چه جوری تو را فرستادم نمیرفتی بالاخره لباس دا...
بازنشستگی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:38
دوران بسیار سختیه نمیدونم کار درستی کردم بازنشسته شدم یانه, ولی بدجوری سخت میگذره چند روز دیگه مدرسه ها باز میشه پسرکم پیش یک میری و تو دخترم کلاس دوم. انشا الله امسال به خوبی میگذره. بعضی وقتها فکر می کنم از عمد داره اینکارا میکنه اصلا بی خیال . دارم دیونه میشم امروز بعدازظهر دلگیریه. اون تو مسجد ر...
مهر سال 1396 - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 4:15
امروز اول مهر 1396 هست و دخترک امروز کلاس اول میره البته 29 شهریور کلاس بندی شد و معلم کلاس اول اون خانم شریف هست دختر بسیار مهربون و خوبی به نظر میاد انشاء الله که امسال دخترک من با مهربونی و دلی آروم به مدرسه بره به قول خودش زودی الفبا یاد بگگیره تا بتونه کتاب داستان برا داداش کوچولش بخونه. دیشب م...
بازگشت عشق - تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 20:21
خدایا نمیدونم معجزه هست یا به قولی عدو شود باعث خیر. خدایا ممنونم که دوباره عشق به زندگیم برگشت دوباره عاشق شدم. خدایا شکر خدایا دوستت دارم. همسرم مجید دوستت دارم +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۶ساعتxa010:26xa0 توسطxa0xa0 |xa0
بامزه - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 23:15
دختر خاله ات ات می پرسه محمد این کیف مال کیه میگی مال آجی, میگه آجی کیه, میگی دختر مامانی به شوخی کردم میگی شوشی کردم خاله میگه صبح که اومدی خونه رفتی به پشتی تکیه کردی گفت سرم درد می کنه چرا سرت درد میکنی, میگی رفتم خونه مامان جون, آجی زد تو سرم حالا سرم درد میکنه. ابجوش نبات بده خوب بشمxa0 +xa0نوش...
بغض - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 3:14
مدرسه - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:38
روز های پرماجرایی پشت سر میزاریم. دختر کوچولوی خوب من این روزا با سختی به مدرسه میری نمی خوای بری چند روز اول با شوق رفتی ولی الان دیگه مدرسه برات جذابیت نداره خسته میشی از طرفی بهت حق میدم خسته بشی ولی چکنم قانونه که باید پیش دو بری از طرفی تو را با گریه مدرسه می بریم داداش کوچولوتم همراه تو میاد د...
برف - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:20
بعد از هفت سال یه برف خش تو یزد اومده نمیدونم دعای کدوم مومنی بوده و خدا به حرفش گوش داده انشاء ا... هر ساله باشه
بغض - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:20
خواستگاری - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:20
خیلی وقت ننوشتم و نیومدم بسیار سرم شلوغه الان دخترم 4 سال و 2 ماهش هست و پسرم 11 ذماه چهار دست و پا میره و خیلی شیرین شده امروز قراره برای پسر خواهرم خواستگاری بریم خدا انشاء ا... هر چی خیره رقم بزنه. الان دو تا بچه هام رفتند خونه اونا تا بعدازظهر بریم خواستگاری
محرم - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:20
محرم امسال هم تموم شد حدودا یک هفته است که دوتایی مریضید پسر کوچولو که صورت و پاها و دست جوشهای چرکی بیرون ریخت که دکتر گفت بیماری صورت دست و پا میگن دو سه روز بعد خوب شد حالا دوباره پسر و دختر سرماخوردین خیلی دوست داشتم امسال به ولایت خودمون برم برا xa0عاشورا. ولی با تب شدیدی که دوتایی داشتین دیگه ...
الان - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:20
الان هشت تا دندون داری راه هم نمیری نمیدونم چیکارت کنم. یک ساله دو ماهته زود باش دیر شد. دختر گلوک که خیلی الان خانوم شدی صبحها میری مهد (پیش یک) امروز نمیرفتی کفش خوشکلت تو روضه گم شده بود نمیرفتی میگفتی با این کفش دوستات مسخره ات می کنند که ما با چه کلکی تو را بردیم.xa0
نارفیق - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:19
بعد از دسیزده سال همکار بودن حالا میفهمی که همیشه زیر آبت میزده بعد از سیزده سال که دوست صمیمی تو بوده حالا یهو بفهمی که همیشه پشت سرت حرف میزده و همیشه حرفاتو وارونه جلوه می کرده. نمیدونم باهاش چیکار کنم ولی اینو میدونم هیچوقت نمی بخشمش
این روزا - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:19
این روزا پسرکم چند کلمه حرف میزنه رفت رو میگه هفت, ماه تو آسمون میبینه میگه ماه ابر بابا مامان نه نه الی و آب, بده را میگی اده . xa0از شیر گرفتمش . خیلی اذیت نکرد. اما دخترک بزرگتر شده پرحرفتر و شیرین تر. چند روز پیش تولدت بود و الان رفتی تو شش سالگی چه زود گذشت. xa0
دفاع - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:19
بالاخره هفده شهریور ماه سال 1395 با استرس فراوان دفاع کردم و کارشناسی ارشد هم به پایان رسید خیلی خسته ام کی باشه که بازنشسته بشم و از این کابوس کار هم خلاص بشم و بغل دستیم دیگه با خیال راحت بخوابه تمام امور دستش باشه و دیگه از حسادت نترکه.xa0 فردا دخترکم باید بره مدرسه پیش دو انشاء ا... امسال دیگه د...

برچسب‌های مرتبط

بغض النظر | بغض یعنی | مدرسه موشها | مدرسه ایتالیایی | مدرسة الحب | مدرسه مولانا | مدرسه اینورس | مدرسة المشاغبين | مدرسه علوی | مدرسه حقانی